محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

624

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

گويد : بيت ببوسيد رستهم تخت اى شگفت * جهان آفرين را ستايش « 1 » گرفت روئين خم و روئينه خم - هر دو بمعنى كوس باشد « 21 » . مثال اول شاعر گويد : بيت شغب ناى و بانگ روئين خم * لرزه انداخت در تن انجم مثال دوم حكيم فردوسى گويد : بيت « 2 » بر آمد خروشيدن گاودم * دم ناى روئين و روئينه خم رسم - [ بفتح راء ] بمعنى آئين و قاعده آمده و بمعنى وظيفه و مواجب نيز آمده كه بنوكران دهند . مثال اول شيخ سعدى گويد : بيت « 3 » كس اين رسم و ترتيب و آئين نديد * فريدون ابا آن شكوه اين نديد مثال معنى دوم هم او « 22 » گويد : بيت شنيدم كه شاپور دم در كشيد * چو خسرو برسمش قلم دركشيد و در عربى بمعنى نشان آمده « 4 » و بعد از تتبع ظاهر شد كه بمعنى وظيفه نيز عربيست « 23 » . ره انجام - در نسخهء ميرزا بمعنى اسباب سفر آمده چون مركب و غيره چنان كه « 5 » شيخ نظامى فرمايد : شعر « 2 » ره انجام روحانى او دامان * ره آورد و عرش او فرستادمان و در مؤيد همين بمعنى مركب باشد و بس چنان كه هم او « 24 » فرمايد : بيت « 3 » تنورى چنين گرم در بند نان * ره انجام را گرم‌تر كن عنان و توجه تسميه آنست كه انجام بمعنى بنهايت رسانند « 5 » و به آخر آورنده نيز آمده و چون مركب راه را

--> ( 1 ) « س » : شتايش . ( 2 ) كلمه از « ن » است . ( 3 ) كلمه در « س » نيست . ( 4 ) از اينجا تا پايان مطلب را « الف » در حاشيه دارد . ( 5 ) اصل : چنانچه . ( 21 ) برهان كوس و نقارهء بزرگ گويد . ( 22 ) يعنى : سعدى . ( 23 ) برهان بمعنى خدمتكار نزديك همچو آبدار و جامه‌دار و بمعنى داغ و نشان و شيوه و عادت متعارف گويد . ( 24 ) يعنى : نظامى .